خرید بک لینک
بعد از دو هفته تعطیلی به مناسبت دهه اول محرم ساعت هفت و بیست و پنج دقیقه شب به مسجد رسیدم. این هفته فقط جلسه عمومی داشتیم. پنج دقیقه قرائت اول جلسه. بعد سرگروه ما ده دقیقه درباره روش جدید کلاس که از دوره ای به امتیازی تغییر کرده و قوانین جدید مثل کسر امتیاز غیبت توضیح داد. ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه حاج آقا درباره شهدای کربلا حرف زد. ساعت هشت قرائت یکی از سرگروه های سابق و بعد دعای ختم جلسه خونده شد. بعد از جمع کردن قرآن ها از مسجد بیرون اومدم و معلم دفاعی پارسال رو دیدم. بعد از سه هفته تنبلی بیشتر از رکورد قبلی دویدم.

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 22:20

این هفته اولین جلسه کلاس قرآن بعد از نماز مغرب و عشا بود. ساعت تقریبا هفت بود که به مسجد رسیدم. بیست دقیقه ای از تفسیر گفتن امام جماعت مونده بود؛ بعد از بیست دقیقه کلاس شروع شد. سر حلقه که نشستم سرگروهمون گفت از کسایی که قرائت تقلیدی کار نکردن- مثلا من- ترتیل تحویل نمیگیرم. همین کار رو هم کرد. وسط حلقه یه مزاحم تلفنی به سرگروهمون زنگ زد و گفت آقای یزدانی؟ سرگروهمون گفت خودمم؛ طرف نتونست چیزی بگه قطع کرد.

جلسه عمومی در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:05

ساعت هفت و پنج دقیقه شب به مسجد رسیدم، یه رحل و قرآن برداشتم و رفتم سر حلقه نشستم. فکر می کردم مثل هفته قبل ترتیل نمیخونم. حنجره ام هم یه خرده اذیت بود. نوبتم که رسید با صدای بم شروع کردم به خوندن؛ سرگروهمون گفت با نوت های بالاتر بخون. منم یا سه نوت بالاتر خوندم؛ مشکلم مثل همیشه یکنواخت خوندن بود و این هفته سرعت بالا هم بهش اضافه شده بود. قرائت تقلیدی هم از کسی تحویل نگرفت.

جلسه عمومی در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس نجفی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:05

صفحه بندی